پیام تبریک سال نو از طرف استاد عزیزمون دکتر جلیلی فر:
من هم از طرف خودم و بچه های کلاس سالی خوب و پر از شادی برای شما آرزو می کنیم! ![]()
![]()
و اما عیدی خودم که یه جزوه Grammar هست که مثل یه راهنما می مونه برای جزوه ای که دکتر جلیلی فر این ترم بهمون داده. امیدوارم که بتونین ازش استفاده کنین. (البته این قسمت که برای دانلود گذاشتم فصل ۱ و ۲ هست)
از اینجا می تونین دانلود کنین =>
خوشحال می شم نظرتون رو بدونم!
************************************
خب، دوستان. برای همه تون سال خوب و پر از موفقیتی رو آرزو می کنم و امیدوارم که به همه ی آرزوهای قشنگتون برسین.
Happy New Year
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستی آپ قبلی هم جدیده ها! بخونین. ولی قسمت نظراتش رو بستم اینجا نظر بدین! ![]()
سلاااااااممم بچه هاااااا ...![]()
حالتون خوبه؟ چه خبرا؟ خونه خوش می گذره؟؟!! ... آخییییششش!!
چقدر خونه خوبه!!!
به درخواست تعداد کثیری از دوستان مبنی بر این که چرا فقط سوتی ها و کارای دیگران رو توی وبلاگ می نویسی (!!) می خوام از جریان سخنرانی دکتر شوشتری بگم که ...![]()
اون روز خانوم دکتر شوشتری تو آمفی تئاتر سخنرانی داشت. ما هم می خواستیم بعد از کلاس مثل این دانشجویان خوب و فعال و مشتاق بریم سخنرانی رو گوش کنیم. از پله ها اومدیم پایین (آخه کلاسمون رو پشت بوم بود!!!!) دیدم پیمان با یه قلم و کاغذ جلوی در آمفی تئاتر داره قدم می زنه. بی خیال بابا!!! ![]()
خلاصه با بچه ها رفتیم پایین تا به اتفاق یه نسکافه بخوریم. من خیلی خوابم میومد! گفتیم نسکافه بخوریم بلکه خوابمون بپره! دیگه نزدیک ساعت 10 بود رفتیم بالا. پیمان هم مثل همیشه در صف اول میدان های علم و دانش نشسته بود و به پرده ی سفید خالی با دقت نگاه می کرد و هر از گاهی یک لبخند ملیح بر لبانش نقش می بست و چیزی یادداشت می نمود!! ما نشستیم و از قضا آقای ولیدی هم نشسته بود ردیف جلوی ما و با تعجب یک نگاه به پیمان و یک نگاه به پرده ی سفید می انداخت و تو کف بود که این چی یادداشت می کنه!!!
دکتر شکوهی هم هر چی عینکش رو پاک کرد نتونست چیزی روی پرده مشاهده کنه!!![]()
گفتم که ما ردیف دوم نشسته بودیم و هر کس مشغول یه کاری بود. یکی با بغل دستی ش حرف می زد، یکی با موبایلش ور می رفت، یکی سخنرانی می کرد (خانوم شوشتری)!!!!
من هم دستمو گذاشتم زیر سرم و ... نسکافه هه هم که اصلاً انگار نه انگار ... نسکافه هم نسکافه های قدیم!!! آره، منم سرمو گذاشتم و خوابم برد!! یه خواب خوبی بود که نگو! ... و ناگهان با صدای تشویق جمعیت از خواب بیدار شدم و یه لحظه نفهمیدم کجام!! اینا واسه چی دارن منو تشویق می کنن!!!
بعد دیدم فیروزه گفت: یه لحظه موبایلتو نگاه کن، عکسها رو!! دیدم عکس خودم وقتی خواب بودم گرفتن!!! بی خیاااااااال، با دوربین خودم!!! فک کن، خوابه چقدر عمیق بوده که گوشیمو برداشتن از رو پام و باهاش ازم عکس گرفتن!!! مااااااااااااااااااااااا ...![]()
(الان فیروزه خیالش راحت شد که من اینو نوشتم!!!)![]()
***********************************
و امااااااااااا ... بذار اینو بگم!!!
وقتی یادم میفته اشکم در میاد!! ![]()
اون روز شاد و خندان چمدونمو بستم و رفتم راه آهن. همینطور که وایساده بودم دیدم یه نفر از پشت سر گفت: خانوم سلام!! برگشتم و ... نمی تونین حدس بزنین کی بود!!! ... توهم!!!!! باورتون می شه؟؟!! ![]()
![]()
اونم اونجا بود!!!! حالا کاش قضیه به همین جا ختم می شد!!! بلیطامونو دراوردیم دیدیم هر دو تو یه کوپه ایم!!!!
نههههههههههه!!! این دیگه خود توهم بود!!! یعنی این دیگه تهش بود!!! توهم در حد قرص اکس!!!!!
فک کننننن!! 17 ساعت تو یه کوپه ی 6 متری با توهم!!! حتا تصورش هم عذابم می ده!!! مَ.......... هیچ راه فراری هم نداشتم!!! برای تسکین خودم فقط به دوستام sms زدم و این خبر سوزناک رو به تک تکشون دادم!! ![]()
ای خداااا ... کی این انتقالی می گیره؟؟!! من از ته دل آرزو می کنم که با یه معجزه کار انتقالی ش درست بشه!!! همه جمیعاً دست به دعا بشید!!! ![]()
به علت درخواست های مکرر دوستان مبنی بر قرار دادن عکس و این جور چیزا در این وبلاگ و خلاصه به کار گرفتن تصویر به همراه نوشته و اینکه کلاً خوبه که تصویر هم باشه که کودکان عزیز حوصله شون سر نره
تصمیم گرفتم که ایندفعه تصویر دو تن از یاران رو بذارم که البته به خاطر مجهول الهویه ماندن این دوستان تصویر از نمای پشت هست!! ![]()

افرادی که در تصویر می بینیند دو کبوتر عاشق، دو یار غار، دو همنشین خوش صحبت!!!
و ... هستند که همیشه و همه جا در ردیف اول عرصه های علمی حضور سبز خود را نشان می دهند و مخصوصاً سمت راستی که دیگه آخرشه و اگه یه مقدار تیز باشین (البته منظورم افرادی غیر از بچه های کلاسه!!!) می فهمین که کیه!!!
زیاد حوصله نوشتن ندارم چون هم کار دارم هم حسش نیست! واقعاً اینجا جا داره که باز هم از همکاری صمیمانه ی امیر و مونس در آپ کردم وبلاگ تشکر کنم! ![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمت اخر نوشته هام رو حذف کردم چون اصلا حرف دیگران مهم نیست که بخواد جایی تو وبلاگم داشته باشه!
![]()


