چه خبرا؟ خوبین؟ ![]()
منم خوبم. ولی حالم گرفته ست! آخه کنسرت آرش بهمنی و یاسر محمودی بود تو کرج ولی من دیر متوجه شدم!!!!
می خواستم!!
مهتا کنسرو خیلی دوس داره!! ![]()
البته یه کنسروی (!!) رفتم تو این تابستون، بهنام علمشاهی و مجتبی کبیری بودن، بعد بقیه خواننده ها فقط اومدن رو صحنه مثل مجسمه وایسادن سلام کردن رفتن!! ![]()
*************

واسه تون تعریف کنم از نذری دادن ما!!!!
واسه نیمه شعبان مامانم شیرینی نذر داره، من و خواهرم رفتیم خریدیم بعد گفتیم خب همین جا تو خیابون پخشش کنیم دیگه!! حالا شیرینی فروشی ۳ تا کوچه پایین تر از خونه مونه!! آقا در به در دنبال آدم می گشتیم!!!
در شیرینی رو باز کرده بودم می دویدم دنبال مردم به زور بهشون شیرینی می دادم!!!
خودمم اندازه ی یه جعبه شیرینی بهم دادن!!!
انقدر خندیدیم که نگووووو!!!
*************
پریشب با آجی بیتا و عمو فرهاد (!!) رفتیم شام و سینما
خیلی خوش گذشت!
رفتیم فیلم همیشه پای یک زن در میان است. اول قرار بود بریم انعکاس ولی بعد عوض شد!
خلاصه که خیلی خوش گذشت! مرسی آجی بیتا و عمو فرهاد که منو بردین گردش و تفریح!! 
من و آجی:![]()

*************
راستی من یه کار دیگه هم دارم می کنم که بعداْ بهتون می گم. ![]()
فعلا شب به خیر!!

اول از همه بگم فقط به خاطر آجی بیتا جونم دوباره برگشتم اینجا بنویسم! ![]()

چون ممکنه انتقالی بگیره و دیگه تو کلاسمون نباشه
خیلی ناراحتم. خیلی نامردین همه تون! همه می خوان انتقالی بگیرن برن. ![]()
لابد من می مونم و پیمان دیگه!!!! ![]()
![]()
... خدایی دلم واسه وبلاگمون تنگ شده بود! ![]()
![]()
ولی خب عمرا دیگه من مطلب آموزشی بذارم اینجا!!! ![]()
بی خیال بابا اینجوری بیشتر حال میده!!! ![]()

خب حالا بگذریم ...
تابستون خوش می گذره؟ 
به فیروزه جونم که می دونم خیلی خوش می گذره! ![]()
عمههههههههههه
عمه به نق نق های من عادت داره!!! ![]()
با عطی جون هم که هر روز در تماسم تو ۳۶۰! ![]()
وااااااای مونی هم که رفته مکه!!
الهی من قربونش برم!! حاج مونی!!! ![]()
الهه و مریم (پارتنر جونم)
هم که از طریق miss call احوال همدیگه رو می پرسیم!! 
نگین جونم هم که توی نت می بینمش
پسرم امیرحسین هم فقط می دونم که خیلی گرمشه مدام خودشو باد می زنه ساعت ۳ نصفه شب!!! ![]()
![]()
بابک هم که ... آره دیگه بابک هم جزو هموناس که قراره انتقالی بگیره!!! ![]()
آرزو جونم هم که حالش خوبه! شارژرش هم انگار پیدا شده!!!!! ![]()
از فروغ جونم (نوه ی گلم) خبر ندارم!
ولی مطمئنم بهش خوش می گذره! ![]()
از ویدا جونم هم به خاطر اس ام اس های خوشگلش ممنونم! ![]()
سودابه چطوری؟!
همسترت رو به جرم قتل همستر بیتا نگرفتن؟؟؟!!! ![]()
حتا دلم واسه میتـ.... بی خیال!!! ![]()
وای از علیرضا جون چی بگم که ازش خبر ندارم؟؟!!
دکتر بارودی؟؟؟ ![]()
وااای یعنی استادای این ترممون خوبن؟ ![]()
من نمی خوام بیام اهواااااااااااااااززززززز
می خوام بمونم پیش مامانم!!! ![]()
دیروز به لیلا (هم اتاقیم تو خوابگاه) اس ام اس زدم گفتم: وای دلم تنگ شده می خوام بیام اهواز!!
گفت: نگو بابا فردا دوباره میای اینجا گریه می کنی می گی مااااامااااااان!!! ![]()
![]()
دلم واسه ی هم اتاقی های عزیزم هم تنگ شده!! ![]()
نوشین
- فرشته
- آرزو
- لیلا
- مرضیه
- مهری
- پروانه
(ورژن دوم خودم!!!)- مریم
تولد مریم جون رو هم تبریک می گم البته دقیق نمی دونم چندمه!! ولی می دونم که مرداده. امیدوارم نگذشته باشه! ![]()
وااااااای دلم واسه همه تون تنگ شده!! ولی خب نمی خوام بیام!!!! ![]()

فک کن!! دوباره بیفتم با توهم تو یه قطار!!!! ![]()
واااااااای عجب توهمی!!!
در حد قرص اکس!!!!
*****
خب تابستون چکار می کنین؟؟؟ تابستان خود را چگونه گذراندید؟؟!!! ![]()
به من که کلی خوش می گذره!
فقط تنها چیزی که ناراحتم کرد رفتن دختر دایی عزیزم به سوئد بود
دلم براش تنگ می شه!
آخی چند روز قبل از اینکه بره رفتیم شهربازی کلی پشمک و ذرت مکزیکی و ... خوردیم!!
چه حالی داد!! عین اینا که تا حالا پشمک نخوردن ۲۰ تا عکس با پشمکامون گرفتیم!!!!
خب چند سال بود تو شهربازی پشمک نخورده بودیم!!! ![]()
البته حالا هم که رفته مدام با هم می چتیم و با وبکم همدیگه رو می بینیم!!! بیشتر از وقتی که اینجا بووود!!! ![]()
![]()
دیگه بگم براتون ... دارم اسپانیایی می خونم!!!
قرار بود برم کلاس والیبال ولی هنوز نرفتم!
فکر کنم دیگه بیام اهواز برم!
دیگه نمایشنامه ترجمه می کنم واسه رادیو!
چند تا داستان کوتاه هم هست که می خوام ترجمه کنم!
یه عالمه فیلم می بینم!!!
هر شب تا ساعت ۳ و ۴ بیدارم!!
کلاْ من وقتی میام خونه مون نمی خوابم در طول شبانه روز!!!
برعکس وقتی که اهوازم همش خوابم!!! ![]()
******
من حوصله م سر رفته! بیاین عمو زنجیر باف!!! ![]()

خب دیگه بهتره برم بخوابم دارم هذیون می گم!!! ![]()
![]()
جرأت داری کامنت نذار!!!!!



