سال نو مبارک! ![]()

سلام دوستای گلم!
حالتون خوبه؟
دلم واسه تون تنگ شده بود! چه خبرا؟ ![]()
من چند روزه اومدم خونه مون. همه جا بوی عید میاد، آخ جوووووووووووووون!!![]()
انقدر اتفاق افتاده که نمی دونم از کجا شروع کنم؟
واااااای اول از همه اینو بگم که امروز عقد فیروزه جونمه
عمه جونم از طرف خودم و همه ی بچه های کلاس بهت تبریک می گم!
جای ما خالی که بترکونیمممممممممممممممممممممم!!! مگه نه؟؟؟؟ ![]()
![]()
ولی اصلا نگران نباش الان همینجا یه پارتی می گیریم...
آهااااااااا ... بیا وسط ....![]()
آقایون خانوما یکی تون به من سریع بگه
که این خانومه که با ما جوره
یه نموره از ما دوره
دامن کوتاه ایجوره
چی می گی چی می گی؟ قبوله؟
آره آره آره قبولهههههههههههههههههه 
وای خاک عالم دیدی؟
چشاشو دیدی و پسندیدی ...
....
![]()
![]()
![]()
خب بسه!!! واسه پارتی بعدی هم انرژی بذارین ![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خبر بعدی اینکه با خبر شدیم یکی از همکلاسی های عزیزمون (Mr. Chivourly) برنده ی یک دستگاه اتومبیل پژو ۴۰۵ از بانک ... شدند (اسم بانک رو نمی گیم که تبلیغ نشه!!) که جا داره از همین جا بهشون تبریک بگیم. ![]()
تازه قراره بده ما هم باهاش دور بزنیم 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روز قبل از اینکه می خواستم بیام کارنامه هامون رو دادن. نمره هام انقد خوب شده که نگووووو 
شاگرد نهم شدم!!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزی که می خواستم بیام روز خیلی Busy بود. ساعت ۲ بلیط داشتم و تا ساعت ۱۲ توی دانشکده بودم
اول که با دکتر شکوهی کلاس داشتیم. ولی کلاس بعدی دکتر دارم بود که بچه ها گفتن نریم سر کلاس. ولی من با دکتر دارم کار داشتم و در هر صورت من رو می دید پس مجبور بودم برم سر کلاس. بعدش هم چند تا از بچه ها گفتن که ما می ریم سر کلاس. خلاصه بعضی ها رفتن و بعضی ها موندن (حالا گفته بودن نمی ریم سر کلاس بعد قایم شده بودن تو باغ!!!) ![]()
من و سودابه رفتیم دم در کلاسمون ببینیم چه خبره که دیدیم چند تا از اونایی که گفتن نمی ریم سر کلاس وایسادن دم در کلاس!!!
. تازه یکی شون هم گوشیشو زده بود تو شارژ تو پریز برق همون کلاسه!!! ![]()
بهش گفتم تو که گفتی کلاس نمی رم!! دیگه پریز برق تو دانشکده نیست؟؟؟ بعد بیچاره برای نشون دادن حسن نیتش گوشیشو دراورد و رفت!!! ![]()
بعد یهو سارا اومد (دختر استادمون). وااای دیگه هیچ راه فراری نبود!!! زنگ زد به باباش پرسید که میاد یا نه. دکتر دارم هم گفت که وایسین دارم میام.
اینو که گفت من چرخیدم که از پله ها برم بالا کتابخونه که یهو ....
جناب دکتر دارم جلوم سبز شد!!
اینجاس که شاعر می گه: "اوه مای گااااااااادددد!!!" 
بعد ما مث بچه های خوب رفتیم سر کلاس!! ![]()
می بینین تو رو خدا؟؟؟!!! اون وقت دختره بعد از کلاس میاد به من می گه: نامردی کردین، شما که گفتین نمی ریم سر کلاس!!! ![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خلاصه اینم از ماجراهای اخیر، تا اونجایی که یادم بود نوشتم بقیه ش هم یادم نمیاد!! ![]()
راستی پست قبلی رو هم بخونین (اون دفعه حسش نبود فقط ترجمه مو گذاشتم)
فعلاً ... ![]()
یه شعر دیگه از تیم برتون ترجمه کردم که واسه تون می ذارم:
دختر زل زلی

یه روزی دیدم یه دختری رو من
که کاری بلد نبود جز زل زدن
اینکه چی باشه و کی باشه طرف
فرقی انگاری نداشت واسه ش اصلاً

زل می زد به این پایین
روی زمین

یا که اون بالا بالاها
به آسمون

بی دلیل ساعت ها وایمیستاد جلوت
زل می زد توی چشات چه زل زنون!!

ولی بعد از اینکه تو مسابقه
نفر اول زل زدن شد و
به مقام اول محل رسید

عاقبت رفت و یه گوشه ای نشست
دو سه روزی داد به چشماش مرخصی!!
تیم برتون
ترجمه: مهتا ع.
*****************************************************
متن انگلیسی:
I once knew a girl
who would just stand there and stare.
At anyone or anything,
she seemed not to care
She'd stare at the ground,
She'd stare at the sky.
She'd stare at you for hours,
and you'd never know why.
But after winning the local staring contest,
she finally gave her eyes
a well-deserved rest.



