تبليغاتX
º• Mahta •º
º• Mahta •º
My Friends & I
نگارش در تاريخ نهم مهر 1388 توسط Mahta
سلام

آپ قبلی قرار بود آخرین آپ وبلاگ باشه!

ولی خب قسمته دیگه!!  آخه یه ایمیل رسید به دستم که نتونستم اینجا نذارمش!

خودتون ببینین متوجه می شین و مثل من احساسات بهتون هجوم میاره!! دلم تنگ شد 

اینووووووو

وای اینا رو ببین!!!  من عاشق عکس برگردون بودمممممممم (البته هنوزم هستم!!)

من از اینا داشتممممممممم

من فردا می رم! قول می دم دیگه ایندفعه واقعاً برم!!

بای باییییییییییییییییی

نگارش در تاريخ سوم مهر 1388 توسط Mahta
جدید: هر کی دوست داشت لوگوی وبلاگ منو بذاره، از کد زیر استفاده کنه:

مرسی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلاااممم Hippie

خوبین بچه ها؟ چه خبر؟

تابستون هم تموم شد و دوباره باید بریم دانشگاه! البته بین خودمون بمونه ها، دلم دیگه تنگ شده

واییی یه خبر بد! دیروز دوستم زنگ زد گفت بهمون اتاق ۴ نفره ندادن!  باید دوباره بمونیم تو همون اتاق قبلی! حالا فردا قراره برن اعتراض کنن، خدا کنه درست بشه! من دیگه نمی مونم اونجاااا 

*******************************

این هفته خیلی سرمون شلوغ بود. خواهرم رفته تهران خونه گرفته نزدیک محل کارش، همش اسباب کشی داشتیم. منم دو شب موندم پیش خواهریم! خیلی خوش گذشت. ولی خواهرم صبح می رفت سر کار، من تا عصر تنها می موندم حوصلم سر می رفت!  

یه بسته قهوه خریدیم توش یه فال حافظ بود!!  چه فال حافظی هم بووود!!

فال من:

"منتظر کسی هستی که خیلی از تو دور است! معلوم نیست که او نیز مشتاق وصال و دیدار تو باشد یا خیر!  با این حال صبر داشته باش و بیتابی نکن. عاشقی یعنی ایثار و انتظار وگرنه این همه درد و عذاب معنی نداشت. البته و صد البته که لطف زندگی در انتظار بودن و هجران کشیدن است!"

     ای بابا! ما لطف زندگی رو نخوایم باید کیو ببینیم؟؟!!!!

**************************

واییییی راستی نوشین جونم (هم اتاقیم) اومده بود کرج با هم رفتیم بیرون. خیلی خوش گذشت! امروز هم قرار بود سودابه بیاد ولی انگار قسمت نبود. آخه یه هفته ست می خوایم بریم بیرون نمی شه! فردا هم دیگه می رن اهواز!

**************************

راستی با عرض پوزش از دوستان عزیزم یه حرف خصوصی با یه نفر دارم:

خانم یا آقا که با اسم های مختلف میای کامنت می ذاری اینجا!

۱. جرأت داشته باش اسم خودتو بنویس!

۲. چه گیری دادی به آرش بهمنی؟! من اینجا مگه درباره ی آرش می نویسم؟  یادم نمیاد غیر از یکی دو کلمه درباره ش نوشته باشم!!

۳. نگران نباش! من هیچ ارتباطی با آرش ندارم! هیچ وقت هم یادم نمیاد چیزی در این مورد گفته باشم! اون فقط عموی ناتنی منه و لاغیر!!

۴. ولی تو از کامنت هایی که می ذاری معلومه خیلی تو کفی!!  اگه می خوای بگو تا سفارشتو بهش بکنم!!  خجالت نکش!!

*********************************

خب بچه ها!

امیدوارم که همه ی شما دوستای گلم سال تحصیلی جدید رو به خوبی آغاز کنید و درساتون رو هم خوب خوب بخونین!

من هم دیگه می رم و نمی دونم کی دوباره بیام آپ کنم!

دوستون دارممممممممم

بای

درباره وبلاگ
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ